سلام به همه دوستای عزیز
سلام به اونایی که عاشق شدن و رو عشقشون موندن
نمی دونم چرا یه مدته نمیتونم بنویسم
شایداز گمشده دیار دلتنیگیم خبری نداشتم وبی خبری از اون توان نوشتنو ازم گرفته بود
شاید فکر میکردم بیهوده دارم مینویسم
شاید خیلی اذیتش کردم و خدا داره تلافی میکنه
شاید داره منو امتحان میکنه
شاید اینجوری به نفع هر دوتامون باشه
نمی دونم
ولی اگه قرار باشه عشق با این چیزا کم بشه که اسمشو عشق
نمی ذارن
هرچند عشق حقیقی معبود بی همتاست ولی باید نشانه رو
زمین داشته باشه یا نه؟
خوب شاید بشر اصلا به دنیا اومده تا امتحان بشه
هر کسی رو یه جور امتحانش میکنه
بسته به نقطه ضعفهایی که داره
یکی با احساساتش بازی میشه تا بدونه که تو این دنیای ماشینی
احساسات معنی نداره.
یکی روبهش یه چیزی رو میده بعد میگیره تاتنهایی رو درک کنه
شاید ما آدما تا وقتی که نعمتی تو دستمونه قدرشو نمی دونیم
ووقتی از دستشون میدیم تازه میفهمیم که چه نعمتی رو از دست دادیم
پریروز بعد از مدتها صداشو شنیدم.
اولش شوکه شدم.یعنی باورم نمیشد که این مهدیس باشه
آخه خیلی مغرور تر از این حرفا بود که بخواد تماس بگیره
اون حرف میزد و من گوش میکردم
اون حرف میزد و من زندگی میکردم
اون حرف میزد و من سرپا گوش بودم
مث همیشه اشکامو ندید
مث همیشه هر چی تو دلم بود بهش گفتم.
از دلتنگیام
از عشقی که هنوز تو وجودم نفس میکشه
از همه دوست دارم گفتنام که تو وجودم جمع شده بود و جلو نفسم رو میگرفت
از همه چی بهش گفتم
خوشحالم که بعد از ماهها هنوز هم دلامون به هم نزدیک بود
خوشحالم که هنوز هم میدونه دوسش دارم
مث همیشه تنها هدفم از آپ کردن فقط مهدیسه
اون بود که بهم این انگیزه رو داد دوباره آپ کنم



